...از اونجایی که من دیر به دیر اینجا مینویسم.یه جورایی تبدیل شده به گزارش هفتگی!
.... یه عالمه حرف دارم ولی یادم میره ها!
.....این هفته کامبیز بعد از سالها اومد شمال و یه هفته با هم بودیم. هر شب مشغول نوشیدن و تعریف خاطرات گذشته! خلاصه کلی خندیدیم و خوش گذشت!
....بعدشم اینکه دلم تئاتر میخواد! یعنی یکی نیست دو تا بلیط بگیره مارو دعوت کنه ؟!!!!! حالا هی بگین این نمیاد تهران!
....بین یه تصمیم مهم گیر کردم!! نمیدونم چهار شنبه سوری برم اعتشاش یا برم یه مهمونی توپ که دعوت شدم!! میبینید که چقدر مهمه!!
.... دارم میرم کیش! اصلا حس و حال کیش رو ندارم الان.یعنی کلا از کیش بدم میاد ولی الان به نظرم خیلی بیمزه میاد ! ولی چون مهمون کسی دیگه هستم میرم! به قول دوستان گفتنی مفت باشد کوفت باشد!
دیگه چی بگم؟ مممم..همین دیگه...فعلا بای!
به سلامتی دیروز یه ایمیل از ستاد موازی مبارزه با جرایم اینترنتی وزارت اطلاعات واسم اومد که نوشته ظرف چهل و هشت ساعت خودتون رو به محل ستاد واقع در وزارت اطلاعات شهرتون معرفی کنید! تازه اینم نوشته که این دعوت صرفا جهت ارائه پاره ای توضیحات میباشد بدیهیست عدم حضور جنابعالی به معنی قطعیت مجرمیت تلقی گردیده و مطابق قانون اقدام خواهد شد!
حالا اینا رو باش! اینهمه فتنه گر اینکاره و گردن کلفت تو این مملکت هست اینا واسه من ایمیل میزنن! البته من منتظر این بودن که بیان سراغم! درست از روزی که این سایت کوفتی (ج.ر.س) رو این ارتش سایبری هک کرد و ایمیل های ما بدبختا افتاد دستش من مطمئن بودم که یکی دوتا ایمل که توش ارتباطات مالی وجود داشت واسم دردسر ساز میشه ولی به خودم دلداری میدام که اینقدر زیادن که به ما نمیرسه!
البته نکته بودار ماجرا اینجاست که من خنگ با یه ایمیلی که با اسم و فامیلم بود تمام میل های سیاسیم رو زدم و از اونجایی که این ایمیل رو واسه شرکت تو چند تا مناقصه دولتی هم استفاده کردم و همینطور برای تمامی اکانتهای شبکه های اجتماعی! اینا به راحتی میتونن به آدرس و تلفن منم دسترسی پیدا کنن! حالا البته من که نمیرم و میمونم اگه نامه رسمی به دستم رسید میرم. با یکی از دوستام که با رئیس اطلاعات استان خیلی صمیمیه مشورت کردم گفت ازش پرسیده مثل اینکه گفته مهم نیست! بیاد من حلش میکنم! ولی خوب کی به این دیوسا اطمینان میکنه! حالا بیا میریم و الکی الکی میبرن گل عفتمونو پر پر میکنن! دیگه کی میاد منو بیگیره اونوقت!؟ خلاصه اینکه بساط خنده دوستان ما فراهم شده این چند روزه که هی مارو مسخره کنن که آخه تورو چه به این حرفا ! به قول دوستان گفتنی تورو به خاطر مسائل سیاسی نخواستن که! احتمالا جایی عکستو دیدن خوششون اومده دیدن سفید مفیدی و این حرفا ! حالا ما هم با نوشتن این نقل قولها داریم سلف ریدینشن میکنیم!
راستی یه خبر خوبم واسه دوستان جنبش سبز ساکن تهران! برای اولین بار در طول این یکسال گذشته شهرستانها از تهران خبر ساز تر میشن! کی؟! خوب معلومه ! چهار شنبه سوری! برنامه های شدیدی فراهم شده واسه این روز.توی چند موردی که من دیدم به اندازه مهمات یه ارتش بمب دست ساز و کوفته مولوتوف!! درست کردن! خلاصه از ما گفتن بود ! البته من خودم هم به این معتقدم که نباید به سمت خشونت رفت و این حرفا ! ولی از یه طرفم فقط برای یک بار هم که شده یه خورده با اینا حال کنیم مگه چی میشه! من که خیلی هیجا زده ام. چون از یک ماه پیش هم به همه میگفتم که این همه هیاهو واسه 22 بهمن الکیه چون هیچ اتفاقی نمیفته به جاش باید واسه چهارشنبه سوری تبلیغات بشه که احتمال نتیجه گیری توش بیشتره چون اکثر کسایی که میان از میزان متنابهعی خ...ه برخوردارن!
همین!
اینا رو نگفتم که یعنی من همش در عشق و حالم که وبلاگ نمینویسما!نه! ننوشتن من دلایل دیگه ای داره..بزرگترینشم اینه که آقا من کامپیوتر ندارم! خانم من کامپیوتر ندارم! به کی بگم دردم رو؟!
جریان ازین قراره که.... از اونجایی که بنده کارم در زمینه لپ تاپه اومدم زرنگ بازی در بیارمو تا دستگاهم به علت گذشتن زمان زیاد قیمتش نیفتاده بفروشمش و یکی دیگه بخرم.غافل از اینکه این خرج و مخارج زندگ مثل یه چاه ویل میمونه که هر چی توش میریزی بازم پر نمیشه و این پول بی زبون فروش لپ تاپ ما هم اصلا معلوم نشد کجا رفت و ... از یه طرف هم گفتیم حالا که موندی یه خورده دیگه هم بمون که یه چیز توپ بگیری! که زهی خیال باطل!خلاصه با این دروغا فعلن خودمو راضی نگه داشتم تا ببینیم چی میشه!
دوستانی هم که منو تو فیس بوک و مسنجر و اینا همیشه آنلاین میبینن فکر نکنن من دروغ میگم که کامی ندارم.چونکه با موبایل آن میشم.هزینه اش هم اتفاقا خیلی پایینه! مخصوصا با این طرح جدیدش که 4 هزار تومن پول میدم به آقای ایرانسل و ایشون لطف میکنن 50 مگابایت بهم هدیه میدن! و دیگه تا یک ماه تامینم و چیزی از شارژم کم نمیکنه! البته قابل ذکره که این حجم درسته که توی کامپیوتر به حسابم نمیاد ولی برای موبایل خیییییییلیه! به جان خودم. تازه همیشه هم آدم آنه!
خلاصه اینکه الان نشستم تو شرکت اینا رو مینویسم و دیگر هیچ..
همین...
آخه من چی بنویسم ؟! هیچی نمیاد!!


